مهديسمهديس، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره

مهدیس نفس مامان و بابا

1393/1/2

1393/1/3 13:28
303 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيزم. امروز ظهر ما رفتيم خونه اون يكي مادربزرگ بابا سمت شاه عبدالعظيم و ناهار اونجا بوديم. ما به خاطر دست بابا مهدي كه تو گچ بود تصميم گرفته بوديم كه مسافرت نريم چون نميتونست رانندگي كنه. حتي ماماني طيبه كه تماس گرفته بود و گفت شما نميخواد بيايد سمت اراك چون دست بابا تو گچ هست خطرناكه. ظهر بود كه عمو محمد تماس گرفت و گفت بيايد بريم شمال. ماشين هم نميخواد بياريد. بالاخره بعد از كمي فكر كردن تصميم گرفتيم بريم. تا بعدازظهر كه شنيديم كه هوا اونجا برف و باروني هست و من هم گفتم نه اگه هوا اينطوري باشه نميام. كه بابا رفت تو سايت هواشناسي و گفت باروني. بالاخره عمو گفت كه هوا هر طور باشه بريم. كه شب ساعت 8 عمو محمد و زن عمو انسيه اومدند دنبالمون و ما هم راهي شديم رفتيم. خلاصه رفتيم سمت رامسر و ساعت 4 صبح ويلا پيدا كرديم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)